به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، از سه‌شنبه هفته گذشته، پس از آنکه دولت ایالات متحده آمریکا ادعا کرد ایران تعدادی از شناورهای عبوری از جنوب تنگه هرمز را هدف قرار داده‌است، بار دیگر ایالات متحده آمریکا حملات علیه خاک ایران را از سر گرفت. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، در حاشیه اجلاس سران ناتو در آنکارا گفت که دیگر تفاهمی با ایران وجود ندارد و آتش‌بس به پایان رسیده‌است.

با از سرگیری تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران و پاسخ‌های تدافعی ایران به پایگاه‌های آمریکا که مبدا این حملات بودند، بار دیگر کانون توجه جهانی به تنگه هرمز به عنوان کانون مناقشه جدید میان ایران و آمریکا جلب شد. تهران از ابتدای هفته جاری اعلام کرد که به دلیل ناامنی‌های ایجاد شده از سوی ایالات متحده آمریکا تنگه هرمز بر عبور و مرور کشتی‌ها مسدود شده‌است و به محض تامین امنیت توسط ایران، این مسیر بازگشایی خواهد شد. در برابر ترامپ در چندین مصاحبه و پیام در شبکه‌های اجتماعی مدعی شد که تنگه هرمز توسط آمریکا کنترل می‌شود و بازگشایی شده‌است؛ ادعایی که با واقعیت‌های آماری ارائه شده از سوی مراجع معتبر خبری ناهمخوان است.

رئیس جمهور آمریکا در تازه‌ترین اظهارنظر خود ادعا کرده‌است که آمریکا قصد دارد به «فرشته نگهبان تنگه هرمز» تبدیل شود و به ازای عبور و مرور هر کشتی ۲۰ درصد از ارزش محموله آن را به عنوان خراج و عوارض دریافت کند. ادعایی که با واکنش منفی بین‌المللی مواجه شد.

نصرت‌الله تاجیک، دیپلمات بازنشسته و استاندار پیشین هرمزگان در گفت‌وگو با ایرنا می‌گوید که خواص ژئو اکونومیکی تنگه بیش از ژئوپلیتیکی آن است و ترامپ قصد دارد با سلطه بر این آبراه بین‌المللی، اقتصاد جهانی را بیش از پیش به اراده خود وابسته کند. به اعتقاد این دیپلمات بازنشسته، تهران باید بیش از پیش به ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای اثبات حقانیت خود در تنگه هرمز روی بیاورد و با ایجاد اجماع جهانی و دیپلماتیک راه را برای حل و فصل مسالمت‌آمیز مساله تنگه هرمز هموار کند.

تاجیک معتقد است که ادعاهای آمریکا در مورد نقض تفاهم‌نامه توسط ایران درست نیست، اما در عین حال استفاده بیش از حد نظامی از اهرم تنگه هرمز ممکن است کارایی آن را کاهش دهد و تاکید می‌کند که ایران باید با ایجاد اهرم‌های حقوقی و ایجاد موج حمایت دیپلماتیک بین‌المللی، ترامپ را وادار به بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد کند.

در ادامه متن کامل گفت‌وگوی خبرگزاری ایرنا را با نصرت‌الله تاجیک، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در اردن و استاندار پیشین هرمزگان مطالعه می‌کنید.

ترامپ علاوه بر اهداف منطقه‌ای قصد دارد اقتصاد جهان را نیز گروگان بگیرد

ارزیابی شما از اظهار نظرهای اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خصوص باز بودن تنگه هرمز، کنترل ارتش آمریکا بر این آبراهه و بستن خراج ۲۰ درصدی توسط آمریکا بر این گذرگاه چیست؟

ترامپ علاوه بر اهدافش در منطقه، در صدد به گرو گرفتن اقتصاد دنیاست. تا به اقتصاد آمریکا که در اثر کمک اسراییل در جنگ غزه و الان جنگ با ایران آسیب فراوان دیده، سر و سامان بدهددر پاسخ به این سوال نخست باید توضیح داد که در مورد چه نقطه جغرافیایی صحبت می‌کنیم؛ تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک جهان، شریان اصلی انتقال انرژی بین‌المللی و تبادل کالا و از جمله کود است که کمبودش در مبادی تولید گندم و جو و درت و اقلام دانه های روغنی و.... امنیت غذائی دنیا را تهدید میکند. به طوری که روزانه بین ۱۷ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام (معادل تقریبی ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل تجارت دریایی نفت جهان) و حجم عظیمی از گاز طبیعی مایع (LNG) در بیش از ۵۱ هزار کشتی ، از این باریکه عبور می‌کند.

هم اکنون که ترامپ اعلام کرده برای برقراری امنیت در تنگه ۲۰٪ از ارزش محموله هر کشتی دریافت میکند، به خوبی تصویر بزرگ را داریم که چرا ترامپ اصلا به ایران پیله و یک جنگ به منطقه تحمیل کرده است. فارغ از اینکه چنین اقدامی از سوی ترامپ عملی شود یا چنین ارقامی که باعث غافلگیری جهان شده‌است در عوارض عبور از این آبراه لحاظ شود، یک فاجعه برای اقتصاد جهان و هزینه‌ای سنگین برای آن تلقی می‌شود که هدفش کنترل اقتصاد چین، اروپا و اقتصادهای نوظهور است.

از سوی دیگر چنین اظهارنظری بیان‌گر رویکرد ترامپ به حقوق بین الملل است. از یک سو ایران حق ندارد هزینه خدمات ارائه شده را بگیرد ولی ترامپ حق خود می‌داند عوارض و خراج ایجاد نا امنی توسط ارتش آمریکا را بگیرد. زیرا یک سئوال بی پاسخ جامعه جهانی از ترامپ که باقی مانده، این است که قبل از جنگ این تنگه باز بود. پاسخ به همین سوال باعث می‌شود که تجاوز نظامی تحمیل شده توسط ترامپ بر ایران غیر مشروع تلقی شود.

اما ترامپ علاوه بر اهدافش در منطقه، در صدد به گرو گرفتن اقتصاد دنیاست. تا به اقتصاد آمریکا که در اثر کمک اسراییل در جنگ غزه و الان جنگ با ایران آسیب فراوان دیده، سر و سامان بدهد. این خطای استراتژیک اعلام اخذ این وجه از کشتیهای دیگر و حمله به ۳۰۰ نقطه نوار ساحلی در این ۳ روزه معنای تاکتیکی ندارد. بلکه هدفمند و استراتژیک است برای همین منظور، حتی به قیمت حضور نظامی از سوی دیگر تفاهم نامه خوبی به نفع ما، بین ایران و آمریکا منعقد شد. مخالفت‌ها با این تفاهم در آمریکا بیشتر و جدی‌تر از ایران است؛ مخصوصا از طرف اسرائیل و لابی صهیونیستی. اما ترامپ به دلایل داخلی از جمله بازیهای جام جهانی فوتبال و قیمت و ذخیره نفت و مشتقاتش و اوضاع بد اقتصادی مردم، نیاز داشت هر چه سریع‌تر این تفاهم نامه امضا شود با این فرض که درصورت لزوم همه بندهای آنرا هم اجرا نکند. اما ما با رویکردی دو ستونه به نبال اجرای کامل این تفاهم نامه باشیم: اول برای ما خواص ژئو اکونومیکی تنگه بیش از ژئوپلیتیکی آن باشد. یعنی باز بودن تنگه برای ما از جهت کمی و کیفی و حفظ این سرمایه و قدرت بازدارندگی سود آور تر باشد تا بسته بودن آن. دوم قدرت ایران و این سرمایه در تنگه باید هزینه عدم اجرای تفاهم نامه توسط آمریکا را افزایش دهد و نه اهرم چانه زنی شود.

باید به سمت استفاده از ابزارهای حقوق و دیپلماتیک حرکت کنیم

ادعاهای آمریکا برای از سرگیری جنگ هیچ توجیهی ندارد / آمریکا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را نقض کرد

دلیل بازگشت ایران و آمریکا به درگیری‌های نظامی چیست؟ آمریکا ادعا می‌کند که عامل از سرگیری درگیری‌ها حمله ایران به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز است، اما ایران آمریکا را به نقض هدفمند تفاهم‌نامه پایان جنگ متهم می‌کند.

اقدام آمریکا در اسکورت نظامی کشتی‌ها، طبق قوانین بین‌المللی دریاها وظایفی را بر عهده ایران می‌گذارد و دست ایران را برای اقدام باز می‌کند؛ چرا که این ترددها بدون نظارت ایران انجام می‌شود و احتمال حمل تسلیحات علیه کشور وجود دارداتهام آمریکا علیه ایران موجه نیست و اقدام ایران در واقع یک عکس‌العمل محسوب می‌شود. بر اساس بند ۵ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برای پایان جنگ که ۲۷ خرداد نهایی شد و به امضای روسای جمهور ایران و آمریکا رسید، تمام مسئولیت بازگشایی و روان‌سازی تردد در تنگه هرمز بر عهده ایران است. نهاد اداره آبراه خلیج فارس که تنظیم‌کننده تردد دریایی است، در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که به مدت ۶۰ روز هیچ‌گونه عوارضی دریافت نمی‌کند و دولت ایران این هزینه‌ها را به این نهاد پرداخت خواهد کرد. پس از این اقدام، تردد کشتی‌ها تا حدودی روان شد و مشکلی وجود نداشت تا اینکه عمان در اقدامی غیرمسئولانه مسیری یک طرفه در جنوب تنگه هرمز معرفی کرد. این اقدام عمان نه کارآمد است و نه با فلسفه وجودی بند ۵ تفاهم‌نامه همخوانی دارد؛ بلکه آن بند را بی معنی میکند، زیرا اگر قرار باشد عمان آن مسیر را ادامه دهد، دیگر نقش و وظیفه ای برای ایران جهت بازنگه داشتن تنگه باقی نمی‌ماند.

همانطور که عرض شد و با نگاهی به گذشته می‌توان دریافت که دونالد ترامپ به دلیل مسائل داخلی آمریکا به یک پیروزی در سیاست خارجی نیاز داشت. مسائلی نظیر بازی‌های جام جهانی، مصرف شدن ذخایر استراتژیک نفت، افزایش قیمت فرآورده‌های نفتی و فشارهای اقتصادی ناشی از آن بر زندگی مردم آمریکا، او را بر آن داشت تا به دنبال یک برگ برنده باشد؛ به‌ویژه دستاوردی که موقعیت او را در برابر چین، اروپا، روسیه در قضیه اوکراین تقویت کند.

ترامپ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را با همین رویکرد امضا کرد و شاید از ابتدا نیز ضرورتی برای اجرای موبه‌مو و دقیق تمام بندهای آن نمی‌دید. او این تفاهم‌نامه را در جریان اجلاس گروه ۷ در پاریس امضا کرد تا هژمونی و سلطه خود را به اروپا اثبات کند و بهره‌برداری لازم را از آن انجام داد.

باید توجه داشت که این متن یک «توافق‌نامه» نیست، بلکه یک «نقشه راه» به سمت توافق است. پس از امضای این سند، قرار بود یک روند دیپلماتیک نفس‌گیر دو ماه یا بیشتر میان ایران و آمریکا آغاز شود که تازه در آن مرحله، مشکلات اصلی در زمینه‌های هسته‌ای و تنگه هرمز بروز می‌کرد. به نظر می‌رسد آمریکا برای اینکه به دنیا اعلام کند گشایش تنگه هرمز حاصل تلاش اوست، مقامات عمان را تهدید و تطمیع کرد تا آن مسیر یک‌طرفه را اعلام کنند. این مسیر به دلیل یک‌طرفه بودن و تغییر نوبتی جهت حرکت (مثلاً دو ساعت شرق به غرب و سپس متوقف شدن برای مسیر معکوس)، کارایی ندارد؛ در حالی که مسیر معرفی‌شده توسط ایران (مسیر لارک و قشم) دوطرفه است. از سوی دیگر، مسیر عمان با وجود عمق زیاد، صخره‌ای است و قدرت مانور را از کشتی‌ها می‌گیرد، به طوری که در همین مدت کوتاه نیز چند مورد اشکال فنی در آن گزارش شده است.

در این وضعیت، آمریکا به نوعی در مسئله‌ای دخالت کرده که بر اساس بند ۵ تفاهم‌نامه، هیچ نقشی در آن ندارد و این بند وظیفه بازگشایی را کاملاً بر دوش ایران گذاشته است. اقدام آمریکا در اسکورت نظامی کشتی‌ها، طبق قوانین بین‌المللی دریاها وظایفی را بر عهده ایران می‌گذارد و دست ایران را برای اقدام باز می‌کند؛ چرا که این ترددها بدون نظارت ایران انجام می‌شود و احتمال حمل تسلیحات علیه کشور وجود دارد. بنابراین، با این اقدامات هم روح تفاهم‌نامه و هم فلسفه بند ۵ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از بین رفته است. مورد دیگر نقض تفاهم‌نامه از سوی آمریکا، مربوط به ماده یک است؛ زیرا اقدامات و فعالیت‌های آنها در جنوب لبنان و اسرائیل همچنان ادامه دارد که این دو مورد، مصداق بارز نقض تفاهم‌نامه از سوی ایالات متحده است.

استفاده نظامی مداوم از تنگه هرمز کارایی آن را کاهش می‌دهد

آیا راهی برای حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلاف نظر بر سر تنگه هرمز، میان ایران و آمریکا وجود دارد؟

انجام کارهای دیپلماتیک، یارگیری، اجماع‌سازی و توجیه هم‌پیمانان، کشورهای همسایه و حتی اروپا ضرورت دارد تا در صورت موازی‌کاری و رفتارهای پنهانی ترامپ، او با فشار افکار عمومی بین‌المللی مواجه شودجمهوری اسلامی ایران منطقاً هیچ نفعی در نقض یا عدم اجرای تفاهم‌نامه ندارد، چرا که تیم دیپلماتیک کشور متن مطلوبی را تنظیم کرده است. این متن به گونه‌ای نگاشته شده است که تا مواد ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ آن به طور کامل اجرا نشود، هیچ مسئولیتی متوجه ایران نخواهد بود. راه حل فعلی این است که اراده لازم در طرف آمریکایی شکل بگیرد. ترامپ پس از امضای این سند، از سوی دموکرات‌ها، اسرائیل، اندیشکده‌ها و رسانه‌های اصلی آمریکا مورد ملامت و انتقاد شدید قرار گرفت که چرا با وجود راه انداختن جنگ، امتیاز ملموسی به دست نیاورده است. او چون توانایی تقابل در بازی دیپلماتیک با ایران را نداشت، به موازی‌کاری و تخریب روی آورد. ما باید در تحرکات، مواضع مسئولان و مصاحبه‌ها بسیار هوشیار باشیم؛ چرا که نیازی به مصاحبه‌های مکرر دست‌اندرکاران نیست و کارها باید از طریق سخنگوی تیم مذاکره‌کننده پیش برود. در این مقطع، طراحی سیاسی و برنامه‌ریزی برای مصالحه در بندهای مختلف تفاهم‌نامه، بر کارهای تبلیغاتی و رسانه‌ای اولویت دارد.

تیم دیپلماتیک ایران باید به این متن خوب اتکا کند و این اراده را در طرف آمریکایی به وجود آورد که راهی جز پایبندی به این تفاهم‌نامه وجود ندارد. علاوه بر این، ایران باید فعالیت‌های دیپلماتیک دو و چندجانبه را در خارج از چارچوب تفاهم‌نامه گسترش دهد. هرچند نیازی به مصاحبه‌های روزانه نیست، اما انجام کارهای دیپلماتیک، یارگیری، اجماع‌سازی و توجیه هم‌پیمانان، کشورهای همسایه و حتی اروپا ضرورت دارد تا در صورت موازی‌کاری و رفتارهای پنهانی ترامپ، او با فشار افکار عمومی بین‌المللی مواجه شود.

حل و فصل مسالمت‌آمیز این بحران نیازمند دو اقدام اساسی است؛ اول ایجاد همان اراده سیاسی و دوم دوری ایران از کاربرد قدرت نظامی در تنگه هرمز تا حد امکان. ایران از اهرم تنگه هرمز زمانی استفاده کرد که در حین مذاکرات با حمله مواجه شد و جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) در تاریخ ۹ اسفند آغاز گردید. در آن مقطع، اهداف دو قدرت هسته‌ای فروپاشی و تجزیه ایران بود و اقدام اولیه ایران در پاسخ به این حملات، زدن پایگاه‌های آمریکا در منطقه و حمله به اسرائیل بود که قدرت بازدارندگی قوی ندارد. در آن زمان، ایران باید بین گسترش حملات به کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا یا استفاده از اهرم تنگه هرمز، یکی را انتخاب می‌کرد؛ ایران برای جلوگیری از باز شدن جبهه جنگ با کشورهای منطقه، راه دوم را برگزید. اکنون دنیا توانایی ایران در تاثیرگذاری بر اقتصاد جهانی از طریق تنگه هرمز را پذیرفته است و نیازی نیست این ابزار راهبردی برای مسائل کم‌ اهمیت‌تر خرج شود.

اکنون زمان آن فرا رسیده است که به سمت ابزارهای سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک حرکت کنیم و مانع از سوءاستفاده آمریکا از حقوق بین‌الملل و قوانین دریاها شویم. ما باید با توجیه افکار عمومی، لابی‌گری با کشورهای مختلف، سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) و قدرت‌های تاثیرگذارمانند چین، شرایطی را فراهم کنیم تا حق ایران به رسمیت شناخته شود. تاثیرگذاری ایران بر اقتصاد جهانی، انرژی و لجستیک کالا به عنوان یک ظرفیت اثبات شده است، اما استفاده مداوم و نظامی از آن ممکن است کارایی این ابزار را کاهش دهد. بنابراین، باید به جای قدرت سخت و ابزار نظامی، به سمت استفاده از ابزارهای سیاسی و قدرت نرم و در حقیقت استفاده از خاصیت ژئواکونومی تنگه حرکت کرد تا راه برای حل مسالمت‌آمیز مسئله تنگه هرمز هموار شود.

ایران و آمریکا نزدیک به یک ماه پیش سند تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برای پایان جنگ را نهایی کردند، اما از آن زمان هنوز نتوانسته‌اند تمام بندهای این سند کوتاه و مجمل را اجرایی کنند. فکر می‌کنید راه برون رفت از بحران فعلی چه باشد؟

آمریکا به دلیل نیاز به اهرم تفاهم‌نامه، مسیر موازی را آغاز کرد تا آنچه را که پشت میز مذاکره به دست نیاورده بود، از طریق معرفی مسیر جدید عمان جبران کند. از نظر سیاسی باید از دولت عمان بابت این اقدام غیرمسئولانه توضیح خواست ؛ زیرا اگر این کار را انجام نمی‌داد، تفاهم‌نامه مسیر طبیعی خود را طی می‌کرد و ایران نیز وظایف خود را انجام داده بود. بر اساس بند ۵، قرار بود پس از بازگشایی و عادی شدن وضعیت در طول ۳۰ روز، ایران و عمان با مشاوره سایر کشورهای خلیج فارس، ترتیبات امنیتی و خدماتی آینده را پایه‌ریزی کنند. این ترتیبات برای زمانی بود که وضعیت تنگه خلیج فارس طبیعی شود تا در ازای ارائه خدماتی نظیر ناوهای حفاظتی، خدمات محیط زیستی، بیمه و لجستیک، هزینه‌هایی از کشتی‌ها دریافت شود. بنابراین، بحث دریافت عوارض به طور کامل منتفی است و ایران و عمان هیچ‌کدام به دنبال دریافت عوارض نیستند، بلکه بحث دریافت بهای خدمات مطرح است. البته یک فرعی در ایران راه افتاده و آن میزان کلی این درآمد است که نیاز به توضیح دارد. اولا حتی درآمد یک ریالی بیانگر اعمال حاکمیت ملی بر تنگه توسط ایران است. ثانیا اصلا کمیت این درآمد مهم نیست بلکه خود همین ارائه خدمات در این زمینه توسط بخش خصوصی باعث میشود شغل تولید شود و میتواند محور توسعه استانهای ساحلی شود.

نکته دیگر اینکه اگرچه ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲) نیست، اما اقدامات فعلی کشور ناقض قوانین بین‌المللی نیست. طبق قوانین بین‌المللی، اگر کشوری ساحلی در تنگه‌ای مورد تهدید امنیتی قرار گیرد، عبور کشتی‌ها دیگر بی‌ضرر تلقی نمی‌شود. حتی در صورت عبور ترانزیت نیز موادی از این کنوانسیون به کشور ساحلی اجازه بازرسی ایمنی از کشتی‌ها را می‌دهد. در شرایط کنونی، ما باید تیم‌های کارشناسی حقوقی و سیاسی خود را از نظر نیروی انسانی و دانش حقوق بین‌الملل تقویت کنیم، زیرا ممکن است در این سال‌ها دچار ضعف‌هایی شده باشیم. ما باید از ابعاد نظامی کار کاسته و توان خود را در بخش‌های سیاسی و حقوق بین‌الملل چند برابر کنیم تا قدرت‌های جهایب مجاب شوند که هدف ایران، تنها جلوگیری از تکرار آسیب‌های گذشته به کشور است.

در حال حاضر، مهم‌ترین مسئله بحث تنگه هرمز است؛ چرا که آمریکا تلاش می‌کند این اهرم راهبردی را از دست ایران خارج کند و آنچه را که در مذاکرات به دست نیاورده است، از طریق مسیر عمان کسب نماید. مورد دوم نقض تفاهم نامه توسط آمریکا مسئله جنوب لبنان در ماده یک است که اهمیت بالایی دارد و سایر موارد مانند تحریم‌ها و محاصره دریایی در مراحل بعدی مذاکرات قرار می‌گیرند. اگر اراده‌ای وجود داشته باشد که تحت تاثیر تخریب‌ها، لابی‌ها و فشارهای صهیونیستی قرار نگیرد و هر دو طرف به تفاهم‌نامه پایبند بمانند، مباحث به سطوح کارشناسی منتقل خواهد شد. در آن مرحله، گفتگوهای ۶۰ روزه و قابل تمدید میان گروه‌های فنی و دیپلماتیک دو کشور می‌تواند دیدگاه‌ها را به یکدیگر نزدیک کند.

با فعال‌سازی ابزارهای حقوقی و دیپلماتیک ترامپ را وادار به بازگشت به مذاکره کنیم

آیا اراده کافی در طرف آمریکایی برای پایان جنگ و کاهش تنش وجود دارد؟

تمرکز بر اهرم تنگه هرمز این پیام را به دنیا منتقل کرد که در صورت آسیب به منافع ملی و تکرار حملات، ایران ابزارهای لازم را برای پاسخگویی در اختیار داردشخصیت دونالد ترامپ برای ما شناخته‌شده است؛ او فردی خودشیفته، کینه‌توز نسبت به ایران و به دنبال تسلیم کردن کشور است. موضع‌گیری‌های او در خصوص مسائل مختلف نیز این ویژگی‌ها را تایید می‌کند. اقدامات او در تاریخ ۹ اسفند و در حین مذاکرات، به وضوح اهداف او را نشان داد؛ اما پایداری مردم و نیروهای نظامی مانع از تحقق اهداف ترامپ شد. تمام تلاش نتانیاهو برای فریب دادن ترامپ و همراه کردن آمریکا بر این فرض استوار بود که با حمله نظامی، مردم ایران به خیابان‌ها خواهند آمد؛ اما مردم در کنار کشور ایستادند و این امر یک سرمایه اجتماعی و قدرت بازدارندگی بی‌نظیر ایجاد کرد که تحسین جهانیان و اعتراف خود آمریکایی‌ها را به همراه داشت.

ترامپ تمایل دارد اهداف خود مبنی بر تسلیم ایران را به جای جنگ، از طریق صلح تحمیل کند؛ اما جمهوری اسلامی ایران نیز تسلیم نخواهد شد، کما اینکه در این دوره نیز توانست ورق را به نفع خود برگرداند. اگرچه ما در بخش بازدارندگی منطقه‌ای خود در خاورمیانه آسیب‌هایی دیده‌ایم، اما تمرکز بر اهرم تنگه هرمز این پیام را به دنیا منتقل کرد که در صورت آسیب به منافع ملی و تکرار حملات، ایران ابزارهای لازم را برای پاسخگویی در اختیار دارد. با این حال، تأکید می‌کنم که ما باید از این قدرت بازدارندگی در مباحث دیپلماتیک و حقوق بین‌الملل استفاده کنیم تا با یارگیری و اجماع سازی و اخذ حمایت از افکار عمومی، حقوق خود را تثبیت نماییم. در این صورت، ترامپ نه از روی میل، بلکه از روی ناچاری مجبور به جدی گرفتن مذاکرات برای پایان جنگ و کاهش تنش‌ها خواهد شد.

زمان تحول نظم امنیتی منطقه خلیج فارس فرارسیده‌است

کشورهای جنوب خلیج فارس برای حیات اقتصادی خود به شدت نیازمند به تنگه هرمز هستند و هر بار با شعله‌ور شدن درگیری‌ها با انسداد این آبراه مواجه می‌شوند. فکر می‌کنید چه کاری از این کشورها برای خروج از وضعیت فعلی بر می‌آید؟

کشورهای عربی منطقه با اعطای پایگاه‌های نظامی به آمریکا، شرایطی را به وجود آورده‌اند که این پایگاه‌ها هیچ مزیتی برای امنیت خودشان ایجاد نکرده و اقتصاد و امنیت آنها را آسیب‌پذیرتر کرده است. بعید به نظر می‌رسد که این کشورها ارتباط خود را با آمریکا قطع کنند؛ آنها ممکن است مانند عربستان و امارات به سمت قدرت‌های دیگر بروند تا از فشار آنها بر ایران استفاده کنند یا تضمین‌های امنیتی جدیدی بگیرند. با این حال، منطقه نیازمند یک مدل جدید از همکاری‌های امنیتی است. شاید نیاز نباشد که در ابتدا مقامات امنیتی کنار هم بنشینند، بلکه ایجاد یک تحول بزرگ در قالب همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای بتواند خود به خود امنیت‌ساز شود.

پیامدهای جنگ و اهداف غیرشفاف کشورهای عربی نشان داد که آنها مایل بودند اتفاقات مدنظر آمریکا و اسرائیل در تاریخ ۹ اسفند محقق شود که این امر صورت نگرفت. اکنون شرایط برای کار بر روی همکاری‌های دو و چندجانبه منطقه‌ای مساعدتر شده است تا فضای جدیدی از اعتماد و نظم ترتیبات امنیتی شکل بگیرد. اگر آمریکا بخواهد همان روال سابق را با کشورهای عربی ادامه دهد، این رویکرد در آینده کارکردی نخواهد داشت و برای ایران نیز مطلوب نخواهد بود. ایران در طول سه جنگ تحمیلی متحمل خسارات سنگینی شد؛ جنگ اول دوازده روز طول کشید، جنگ دوم که ناشی از اعتراضات مدنی و اقتصادی به‌حق مردم بود با دخالت خارجی به شبه‌جنگ داخلی تبدیل شد، و جنگ سوم (جنگ رمضان) به شهادت مردم بی گناه عیر نظامی و از جمله در میناب و لامرد ، که جنایت جنگی محسوب میشود، رهبر و بسیاری از فرماندهان و مسئولان سیاسی انجامید. با توجه به این خسارت‌های عظیم، ایران دیگر تن به الگوهای امنیتی سابق نخواهد داد تا صرفاً نظاره‌گر روابط نظامی این کشورها با آمریکا باشد. بنابراین، نخبگان و اندیشکده‌های ما باید در این فضای جدید نظریه‌پردازی و تولید محتوا کنند تا خوراک فکری لازم برای گفتگوهای ایران و کشورهای عربی درباره نظم امنیتی آینده منطقه فراهم شود. این ایستادگی مردم و نظامیان کشور یک ابهت جهانی و سرمایه بین المللی شد برای ایران و نباید هزینه امور روزمره شود بلکه باید سرمایه گذاری گردد.

آمریکا و اسرائیل تلاش می‌کنند از تفرقه میان مردم ایران استفاده کنند

آیا دوگانه‌سازی از جنگ و مذاکره، دیپلماسی و میدان، سردار و دیپلمات، کمکی به وضعیت فعلی می‌کند؟ آیا واقعا شکافی میان دیپلماسی و میدان در شرایط فعلی کشور وجود دارد؟

سوء استفاده از احساسات مذهبی مردن به دو قطبی شدن جامعه منجر می‌شود که چهره نامناسبی از ایران در عرصه بین‌المللی ترسیم می‌کند و ایجاد گسل‌های داخلی، طمع دشمنان را برای حمله مجدد برمی‌انگیزدخیر، به نظر من هیچ‌گاه شکاف چندانی میان دیپلماسی و میدان وجود نداشته و اکنون نیز به طریق اولی چنین شکافی مطرح نیست. در حال حاضر فضای سیاسی جامعه برای برخی گروه‌ها بیش از حد باز گذاشته شده است. جامعه ایران پویا، جوان و با نشاط سیاسی است و نقد و مخالفت با دولت حق قانونی افراد است و مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ اما اگر این اقدامات با هدف به هم ریختن کشور و تضعیف دولت انجام شود، نباید تحمل گردد، کما اینکه در زمان امام خمینی (ره) و شهید خامنه‌ای نیز چنین رفتارهایی تحمل نمی‌شد. ایجاد این فضاهای تنش‌آلود به نفع کشور نیست؛ زیرا تمام تلاش اسرائیل و آمریکا این بود که از آسیب‌های انسجام ملی پس از ماجراهای سال ۸۸ سوءاستفاده کنند و مردم را به خیابان‌ها بکشانند.

این فرمول دشمن به دلیل ایستادگی مردم به خاطر حفظ یکپارچگی ایران شکست خورد. وقتی ترامپ به صراحت اعلام می‌کند که تسلیحات ارسال کرده است، مشخص است که این سلاح‌ها برای جنگ شهری و کشتار است. تیم های عملیاتی موساد با سلاح ترامپ در مقابل نیروهای نظامی، بسیج و انتظامی قرار می‌گیرند و این روند به سمت جنگ شهری پیش می‌رود که خوشبختانه متوقف شد. در جریان اعتراضات اقتصادی که تبدیل به خشونت شد، در شب‌های ۱۷، ۱۸ و ۱۹، نقاری در جامعه شکل گرفت.

حاکمیت تا پیش از آن حق اعتراض و اعتصاب را به رسمیت شناخته بود، اما با ورود هسته‌های فعال موساد و ایجاد خشونت، موضوع به سمت جنگ شهری رفت که سبب شد مردم معترض صف خود را از آشوب‌گران جدا کنند و این روند افول یابد.

باید توجه داشت که دو قطبی شدن جامعه، چهره نامناسبی از ایران در عرصه بین‌المللی ترسیم می‌کند و ایجاد گسل‌های داخلی، طمع دشمنان را برای حمله مجدد برمی‌انگیزد. روایتی که نتانیاهو در ۱۲ فوریه در اتاق بیضی به دونالد ترامپ القا کرد مبنی بر اینکه جامعه ایرانی در حال فروپاشی است، در صورت شکل گیری التهاب داخلی می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

مخالفت پویای جامعه با اقدامات دولت اشکالی ندارد اما زمین زدن دولت نتیجه رفتارهای افراطی خواهد بود که نهادهای حاکمتی و نظارتی باید با دقت این روند را مدیریت کنند. دلسرد شدن مردم از پیامدهای درگیری میان مسئولان مذاکره‌کننده و تندروها بسیار خطرناک است و باید سریعاً شرایطی فراهم شود که هر کس در چارچوب قانونی خود فعالیت کند، بدون آنکه به انسجام داخلی آسیبی وارد کند. ما نباید دنبال آرامش گورستانی باشیم اما باید مردم نگران و دلسرد نباشند بلکه باید امیدوار و با انگیزه در صحنه های سیاسی اجتماعی اقتصادی حضور و مشارکت فعال داشته باشند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید