به گزارش «نفت ما»، صورت‌های مالی سال ۱۴۰۴ یک نقطه شروع مهم برای این مقایسه است. مبین در این سال درآمد عملیاتی خود را با رشد ۶۲ درصدی از حدود ۴۹۵.۴ هزار میلیارد ریال به بیش از ۸۰۱.۳ هزار میلیارد ریال رساند. سود ناخالص نیز با رشد ۳۵ درصدی به حدود ۱۸۴ هزار میلیارد ریال رسید.
در سوی مقابل، بفجر سال ۱۴۰۴ را با سود هر سهم ۲,۱۷۷ ریال که افت ۲۹ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۳ داشت به پایان رساند.
 
افزایش هفت‌برابری درآمد مبین 

شاید مهم‌ترین بخش داستان مبین نه در صورت مالی سه‌ماهه، بلکه در گزارش‌های ماهانه پس از آن دیده شود. درآمد فروش شرکت که در اردیبهشت به کف قابل توجهی رسیده بود، در ماه‌های بعد مسیر صعودی قدرتمندی را طی کرد. فروش تیرماه به حدود ۶۰.۵ هزار میلیارد ریال رسید و فروش تجمعی چهارماهه نیز به بیش از ۱۵۶.۶ هزار میلیارد ریال افزایش یافت.
اما اتفاق مهم‌تر در مرداد رخ داد. درآمد فروش ماهانه مبین در مرداد به حدود ۸۲.۶ هزار میلیارد ریال رسید؛ رقمی که حدود ۳۶ درصد بالاتر از تیرماه و تقریباً ۵۰ درصد بیشتر از مرداد سال قبل بوده است. در نتیجه، افت درآمد تجمعی پنج‌ماهه نسبت به سال قبل به حدود ۱۲ درصد محدود شد؛ یعنی شرکتی که چند ماه قبل با افت شدید مواجه بود، اکنون در فاصله کوتاهی در آستانه جبران بخش قابل توجهی از عقب‌ماندگی قرار گرفته است.
افزایش نزدیک به هفت‌برابری درآمد ماهانه از کف اردیبهشت تا مرداد، یک سیگنال مهم از بازگشت ظرفیت درآمدزایی مبین است. اگر این روند در ماه‌های آینده تثبیت شود، احتمالاً فاصله میان عملکرد سه‌ماهه نخست و سودآوری نرمال شرکت به‌تدریج کاهش خواهد یافت.


 
بازگشت متزلزل بفجر

فروش تیرماه شرکت فجر به حدود ۵۶.۴ هزار میلیارد ریال رسید و درآمد تجمعی چهارماهه نیز به حدود ۱۰۵.۸ هزار میلیارد ریال رسید.
مردادماه نیز فروش بفجر به حدود ۶۴.۴ هزار میلیارد ریال رسید و درآمد تجمعی پنج‌ماهه شرکت به حدود ۱۷۰.۲ هزار میلیارد ریال رسیده است.

صورت مالی سه‌ماهه نخست پاسخ چندان امیدوارکننده‌ای به این سؤال نمی‌دهد. درآمد عملیاتی بفجر در سه‌ماهه نخست با افت ۲۱ درصدی به حدود ۴۹.۵ هزار میلیارد ریال رسید، اما مسئله مهم‌تر، تغییر شدید سودآوری بود. سود ناخالص حدود ۱۵.۹ هزار میلیارد ریالی دوره مشابه به حدود ۵.۲ هزار میلیارد ریال زیان ناخالص تبدیل شد و سود عملیاتی ۱۵.۴ هزار میلیارد ریالی نیز به حدود ۸.۱ هزار میلیارد ریال زیان عملیاتی رسید. در نهایت شرکت ۱۰۳.۵ میلیارد ریال زیان خالص و ۳ ریال زیان به ازای هر سهم شناسایی کرد؛ در حالی که EPS دوره مشابه ۳۷۲ ریال سود بود. این اعداد یک پیام روشن دارند: در بفجر، مسئله صرفاً بازگشت فروش نیست؛ احیای حاشیه سود نیز ضروری است.
 
 بازگشت ظرفیت یا بازسازی سود؟

در نگاه اول، هر دو شرکت یک روند مشابه دارند: شوک عملیاتی، افت سود و سپس بازگشت فروش. اما تفاوت بنیادی اینجاست که مبین در سال ۱۴۰۴ نشان داده بود که در مقیاس بزرگ، توان خلق درآمد و سود قابل توجه را دارد. درآمد عملیاتی ۸۰۱ هزار میلیارد ریالی و سود ناخالص ۱۸۴ هزار میلیارد ریالی، یک نقطه اتکای مهم برای سنجش سود نرمال آینده شرکت است.
در بفجر نیز سابقه سودسازی وجود دارد، اما افت شدید حاشیه سود در سه‌ماهه نخست نشان می‌دهد بازگشت درآمد الزاماً به معنی بازگشت فوری سود نیست.
به بیان ساده‌تر، مبین در حال بازگرداندن ظرفیت درآمدزایی است؛ بفجر علاوه بر درآمد باید موتور حاشیه سود خود را نیز دوباره روشن کند. این تفاوت برای بازار سرمایه اهمیت زیادی دارد.
 مبین علاوه بر بازگشت تدریجی فعالیت، پروژه‌های توسعه‌ای خود را نیز دنبال می‌کند. در مجمع سالانه شرکت، پیشرفت پروژه استراتژیک آپادانا حدود ۹۲ درصد اعلام شد و برنامه افزایش ظرفیت نیروگاهی نیز مورد تأکید قرار گرفت. همچنین شرکت بر توسعه ظرفیت متناسب با نیاز مجتمع‌های پتروشیمی منطقه تمرکز دارد.
بنابراین سناریوی سرمایه‌گذاری در مبین صرفاً «بازگشت به گذشته» نیست؛ در صورت اجرای موفق پروژه‌ها، ظرفیت درآمدزایی آینده می‌تواند بالاتر از سطح پیش از شوک قرار گیرد.


 
 بازار به سود نرمال نگاه می‌کند

مقایسه مبین و بفجر نشان می‌دهد قضاوت صرفاً بر اساس عملکرد سه‌ماهه نخست ۱۴۰۵ می‌تواند گمراه‌کننده باشد. هر دو شرکت تحت تأثیر شرایط غیرعادی قرار گرفته‌اند و هر دو در ماه‌های بعد نشانه‌هایی از بازگشت درآمد نشان داده‌اند. اما از منظر سرمایه‌گذاری، کیفیت این بازگشت اهمیت بیشتری از خود رشد فروش دارد.
در نتیجه اینکه مبین در مردادماه به فروش ماهانه ۸۲.۶ هزار میلیارد ریالی رسیده و افت تجمعی پنج‌ماهه را به حدود ۱۲ درصد محدود کرده است. این شتاب بازگشت، در کنار سابقه قدرتمند سودسازی در سال ۱۴۰۴ و ظرفیت‌های توسعه‌ای، تصویری از یک شرکت در حال بازیابی ارائه می‌دهد.
اما نقطه ضعف اصلی بفجر فاصله میان رشد درآمد و احیای سودآوری است. صورت مالی سه‌ماهه نخست نشان داده که در شرایط عملیاتی نامساعد، حاشیه سود شرکت به‌شدت آسیب‌پذیر است. 
از این منظر،مبین از جذابیت بنیادی بیشتری برخوردار است؛ نه به این دلیل که ریسک ندارد، بلکه به این دلیل که بازار در این سهم با یک فاصله بالقوه معنادار میان سود فعلی و سود نرمال آینده مواجه است.
در مقابل، برای تغییر نگاه بنیادی به بفجر، بازار نیازمند مشاهده سه نشانه است: تداوم رشد فروش، بازگشت حاشیه سود ناخالص و خروج پایدار از زیان عملیاتی. رشد فروش به تنهایی برای اثبات بهبود بنیادی کافی نیست.
در نهایت، تفاوت دو سهم را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:مبین در حال بازگشت به سودآوری است؛ بفجر هنوز باید کیفیت سودآوری خود را اثبات کند. همین تفاوت، در شرایط فعلی، کفه تحلیل بنیادی را به نفع مبین سنگین‌تر می‌کند.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید