گروه فارس پلاس: منازعه آمریکا علیه ایران چند ماهی است که با شدت تمام، اما در مراتب مختلف، تداوم یافته است؛ از جنگهای تحمیلی ۱۲روزه، ۴۰روزه و متعاقب آن گرفته تا کارزارهای مختلف فشار حداکثری در حوزه اقتصاد و جنگ روانی و جنایتهای مختلف آشکار علیه کشورمان؛ از مدرسه میناب تا ریختن بمب در جشن عروسی در روستای کوهستک سیریک. آمریکا برای رسیدن به اهداف خود از ابزارهای متنوع و آنچه در دست داشته استفاده کرده تا ایران را در مسیر خواستههای خود قرار دهد، اما کماکان موفق نشده است.در این روزها اما اتفاقات، ادعاها و اظهارنظرهای خاصی در داخل کشور دیده و شنیده میشود که بیش از آنکه کمکی به مقاومت و ایستادگی ایران در برابر هجمه دشمن باشد، تسهیلگری و جاده صافکنی برای آمریکاست.در زمانهای که کشور نیازمند وحدت و انسجام ملی است و این مهم جز با اشتراک معانی و تقویت و قوتبخشی به تصمیم حاکمیتی رخ نمیدهد، باز هم ادعاهایی را از سوی برخی سیاسیون شاهد هستیم که سعی دارند اقتدار ملی را تضعیف کنند؛ راهی که قطعاً هدف دشمن نیز در همین مسیر است.در همین راستا، سخن از صلح، هرچند با ادعای شرافتمندانه بودن، در شرایطی مطرح میشود که مناطق جنوبی کشور زیر آتش بمباران و کشور در حال مقاومت در برابر دشمن است.
ادعای پایان عزتمندانه جنگ، از آن نوع رویابافیهای سیاسی است که برجام نیز بر پایه آن چیده شد؛ توافقی که سالها کشور را معطل کرد و عاقبت اروپا و آمریکا خود روی تابوت آن با فعال کردن «مکانیسم ماشه» خاک پاشیدند. رویایی که میگوید با تسلیم هم عزتمندی ما حاصل میشود و هم رفاه جامعه!
در زمانهای که دشمن باز هم به حربه کارزار تحریم و فشار اقتصادی خود رجوع کرده و با تبلیغات سیاسی فراوان سعی دارد آن را اثرگذار نشان دهد، فردی مطرح میکند که «مردم میخواهند زندگی کنند» و ادعا میشود که با صلح با دشمنی که همچنان در حال تهاجم است، میتوان از بار فشار اقتصادی داخلی کاست. درحالیکه نظر کارشناسان و تجربه پیش روی مردم ایران موید آن است که با نشان دادن هر نوع ضعفی، دشمن در ایجاد فشار اقتصادی و نظامی و... جریتر میشود.
ادعاهایی که برای بههمریختن و ایجاد شکاف در افکار عمومی عنوان میشوند و سعی دارند یک دوقطبی کاذب و تماماً داخلی، یعنی «جنگطلب ( پر از تصورات ویرانی و قربانی) و صلحطلب (یعنی رفاه، آسودگی و آسایش)» را به جای دوقطبی واقعی داخلی و خارجی، یعنی «مقاومت (ایران برای سربلندی و پیروزی) و تسلیم (در برابر دشمن)» بنشانند؛ راهی که باز هم مسیر دشمن برای رسیدن به خواستههایش را هموار میکند.یا صحبت از همهپرسی که همواره نقل محافل اصلاحطلب است و با ژست نظرخواهی از مردم و اهتمام و احترام به آرای عمومی مطرح میشود، اما بیشتر یک تبلیغات سیاسی است که سعی دارد اهداف منفعتطلبانه جناحی را القا کند.
مسئله تحمیل جنگ به ایران، موضوعی داخلی نیست که با تصمیمگیری جمعی در داخل کشور تمام شود و شخصی چون دونالد ترامپ برای پایان جنگ به آرای مردم ایران احترام بگذارد!
موضوعی که قطعاً در حوزه انحراف افکار عمومی برای رسیدن به منافع جناحی مطرح شده، اما هرچه باشد، چون مسیر دشمن را هموار میکند، یاری رساندن به دشمنی آمریکاست. مواردی که با هر نگاه و زاویهای به آن بنگریم، تسهیل و تقویت فشار آمریکا بر کشورمان در این برهه حساس و تأثیرگذار است. وگرنه وقتی ایران در موضع دفاع مقتدرانه است چرا باید از صلح که بوی تسلیم دارد سخن گفته شود.
مسئله فقط تفاوت در تحلیل سیاسی یا اختلافنظر درباره شیوه مواجهه با آمریکا نیست؛ مسئله این است که آیا سخن و رفتار سیاسی ما در زمین دشمن و تقویت آن بازی میکند یا در مسیر مقابله با او قرار میگیرد. وقتی آمریکا برای وادار کردن ایران به عقبنشینی، همزمان از جنگ، تحریم و فشار روانی استفاده میکند، تضعیف روحیه عمومی، برجستهسازی و درشت نمایی هزینههای مقاومت، ایجاد دوگانههای کاذب و القای بیفایدگی ایستادگی، دقیقاً همان چیزی است که کارزار فشار دشمن به آن نیاز دارد.
نکته اساسی اینجاست که امریکا خود درگیر مشکلات و هزینههای سرسامآور این جنگ است و نیاز دارد از سوی دیگر این هزینه را به ایران تحمیل کند اما برخی با تنفس مصنوعی و مساعدت به آمریکا سعی دارند واشنگتن را در رسیدن به خواستههای خود یاری دهند و بر تاثیر فشار حداکثری آمریکا بیفزایند و جامعه را به سمت اهداف دشمن هل دهند.این افراد شاید خود را صلحطلب، منتقد یا مدافع منافع مردم معرفی کنند، اما نتیجه برخی مواضع آنان، فارغ از نیت گوینده، نمیتواند چیزی جز تسهیل گری فشار آمریکا و هموار کردن مسیر خواستههای آن باشد.
در چنین شرایطی، هر صدایی که اقتدار ملی را فرسوده، دشمن را در محاسباتش امیدوار، کشور را در برابر فشار دشمن ضعیف، مسیر رسیدن امریکا به اهدافش در داخل ایران را هموار و جامعه را در برابر فشارها متفرق کند، عملاً به جای آنکه مانعی بر سر راه کارزار فشار حداکثری باشد، به یار داخلی همان کارزار تبدیل میشود.










دیدگاه ها