به گزارش نقد دولت، بازار جهانی انرژی در ماه‌های گذشته با یک تغییر مهم روبه‌رو شده است. نفت خام همچنان گران است، اما این‌بار فرآورده‌های نفتی، به‌ویژه گازوئیل، به یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های دولت‌ها تبدیل شده‌اند.

جنگ ایران و اختلال در مسیرهای مهم حمل‌ونقل انرژی، در کنار ادامه جنگ روسیه و اوکراین و آسیب به ظرفیت پالایشی روسیه، عرضه گازوئیل را محدود کرده است. آمارهای رسمی اتحادیه اروپا نشان می‌دهد قیمت گازوئیل این منطقه از پایان فوریه تا ابتدای اکتبر تقریباً دو برابر شده است. کمیسیون اروپا نیز گفته قیمت گازوئیل در این مدت دو برابر شده و افزایش قیمت‌ها مستقیماً به مصرف‌کنندگان و صنایع فشار آورده است.

در چنین شرایطی، آمریکا تلاش کرد بخشی از فشار بازار را از طریق ذخایر اضطراری اروپا کاهش دهد؛ اقدامی که خیلی زود به یک اختلاف سیاسی میان دو سوی اقیانوس اطلس تبدیل شد.

فشار واشنگتن به اروپا برای آزادسازی ذخایر گازوئیل
دولت ترامپ در ابتدای اکتبر از کشورهای اروپایی خواست ذخایر اضطراری گازوئیل خود را کاهش دهند. بر اساس گزارش رویترز، درخواست آمریکا آزادسازی ۱۲۰ میلیون بشکه گازوئیل طی شش ماه بود. در‌همین حال، واشنگتن به فرانسه و آلمان هشدار داده بود که در صورت همکاری نکردن اروپا، احتمال محدود شدن صادرات گازوئیل آمریکا وجود دارد.

این درخواست در شرایطی مطرح شد که اروپا پس از قطع واردات فرآورده‌های نفتی روسیه، وابستگی بیشتری به واردات از سایر تامین‌کنندگان پیدا کرده است. آمریکا در ماه اوت حدود نیمی از واردات گازوئیل اروپا را تامین می‌کرد؛ بنابراین محدود شدن صادرات آمریکا می‌توانست فشار قابل‌توجهی بر بازار اروپا وارد کند.

اما مسئله فقط حجم درخواست نبود. ذخایر اضطراری اروپا برای روزهای بحران طراحی شده‌اند و آزادسازی بخش بزرگی از آنها می‌تواند در کوتاه‌مدت قیمت‌ها را پایین بیاورد، اما در صورت ادامه بحران، حاشیه امن انرژی اروپا را کاهش می‌دهد.

بر اساس داده‌های یورواستات، کشورهای اتحادیه اروپا در ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۳۷.۵ میلیون تن ذخیره اضطراری گازوئیل و گازوئیل سنگین داشتند. آلمان ۵.۶ میلیون تن و فرانسه ۸.۲ میلیون تن از این ذخایر را در اختیار داشتند و مجموع ذخایر اضطراری این دو کشور حدود ۳۵ درصد ذخایر اتحادیه اروپا بود. به همین دلیل، تمرکز واشنگتن بر برلین و پاریس تصادفی نبود.

ترس اروپا از ممنوعیت صادرات گازوئیل آمریکا
واکنش بروکسل به تهدید آمریکا صریح بود. آنا-کایسا ایتکونن، سخنگوی کمیسیون اروپا، دوم اکتبر گفت اتحادیه اروپا «کاملاً» با ممنوعیت صادرات گازوئیل مخالف است و چنین اقدامی را به زیان هر دو طرف دانست. او همچنین هشدار داد که ممنوعیت صادرات می‌تواند اعتماد اروپا به آمریکا به‌عنوان یک شریک قابل اتکا را تضعیف کند.

موضع اروپا از یک نگرانی اقتصادی روشن ناشی می‌شد: اگر آمریکا صادرات گازوئیل را محدود کند، مشکل کمبود عرضه از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل می‌شود و قیمت جهانی فرآورده‌ها می‌تواند دوباره افزایش یابد.

از طرف دیگر، اتحادیه اروپا تاکید داشت که هرگونه آزادسازی ذخایر باید در چارچوب همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی انجام شود، نه در پاسخ به فشار یک‌جانبه یک کشور. این اختلاف در واقع بر سر یک مسئله بزرگ‌تر بود: چه کسی باید هزینه بحران انرژی را بپردازد؟

توافقG7؛ عقب‌نشینی از ممنوعیت صادرات
سرانجام در دوم اکتبر، کشورهای G7 در یک نشست مجازی به توافق رسیدند. بر اساس بیانیه این گروه، ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفت خام و فرآورده‌های نفتی طی چهار ماه وارد بازار می‌شود و بخش قابل‌توجهی از عرضه گازوئیل در ۲۰ روز نخست انجام خواهد شد. اجرای این طرح از طریق آژانس بین‌المللی انرژی هماهنگ می‌شود.

نکته مهم‌تر در این توافق، تعهد کشورهای G7 به پرهیز از محدودیت صادرات انرژی میان اعضای این گروه بود. در واقع، تهدید اولیه واشنگتن برای ممنوعیت صادرات گازوئیل در نهایت جای خود را به یک توافق چندجانبه داد. دونالد ترامپ نیز پس از توافق گفت آمریکا ممنوعیت صادرات گازوئیل را اعمال نخواهد کرد.

بنابراین، نمی‌توان گفت اروپا در نهایت ۱۲۰ میلیون بشکه مورد درخواست آمریکا را آزاد کرد. عدد ۱۲۰ میلیون بشکه، درخواست اولیه واشنگتن بود؛ عدد ۱۰۰ میلیون بشکه، تعهد نهایی G7 برای آزادسازی هماهنگ ذخایر است.

چرا گازوئیل به نقطه بحران تبدیل شد؟
گازوئیل برای اقتصاد جهانی فقط یک فرآورده نفتی معمولی نیست. کامیون‌ها، ماشین‌آلات کشاورزی، بخش بزرگی از حمل‌ونقل کالا و بسیاری از صنایع به آن وابسته‌اند. به همین دلیل افزایش قیمت گازوئیل می‌تواند از مسیر هزینه حمل‌ونقل، قیمت تمام‌شده کالاها را بالا ببرد.

در یک سال اخیر، کاهش عرضه از منطقه خلیج فارس و افت صادرات روسیه فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده است. همزمان، پالایشگاه‌های آمریکا نیز با ظرفیت بالا کار می‌کنند و افزایش بیشتر تولید آنها نمی‌تواند به سرعت کسری بازار جهانی را جبران کند.

به این ترتیب، بحران گازوئیل برخلاف بحران نفت خام، فقط به میزان تولید نفت مربوط نیست؛ ظرفیت پالایش، محل استقرار پالایشگاه‌ها، مسیرهای کشتیرانی و دسترسی به فرآورده آماده مصرف نیز تعیین‌کننده است.

خودکفایی در گازوئیل، آسیب‌پذیری در بنزین
در ایران، تصویر متفاوت اما مرتبط است. محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، در شهریورماه اعلام کرد که واردات گازوئیل متوقف شده است. به گفته او، افزایش خوراک پالایشگاه‌ها و تغییر در فرآیندهای پالایشی باعث افزایش تولید این فرآورده شده است.

بنابراین، در شرایط فعلی نمی‌توان ایران را در برابر جهش جهانی قیمت گازوئیل یک واردکننده مستقیم دانست. توقف واردات گازوئیل یک حاشیه امن ایجاد کرده است، اما این حاشیه امن به معنای مصونیت کامل بازار سوخت ایران نیست. نقطه آسیب‌پذیرتر، بنزین است. در نتیجه، اگرچه بحران فعلی جهان با «گازوئیل» شناخته می‌شود، نقطه حساس ایران همچنان «بنزین» است.

شوک انرژی چگونه به تورم ایران می‌رسد؟
فشار جهانی انرژی در ایران ابتدا از مسیر واردات و ارز خود را نشان می‌دهد. هرچه قیمت فرآورده‌های نفتی در بازار جهانی بالاتر برود، هزینه تامین سوخت وارداتی افزایش پیدا می‌کند. این فشار در اقتصادی که با محدودیت دسترسی به ارز و افت شدید ارزش پول ملی روبه‌روست، اهمیت بیشتری دارد.

آخرین آمار مرکز آمار ایران نشان می‌دهد تورم نقطه‌به‌نقطه در شهریور ۱۴۰۵ به ۸۹.۸ درصد رسیده و تورم دوازده‌ماهه نیز ۷۳.۶ درصد بوده است. شاخص قیمت مصرف‌کننده در‌همان ماه ۴.۲ درصد نسبت به ماه قبل افزایش داشته است. بخش حمل‌ونقل نیز با تورم ماهانه ۷.۹ درصدی یکی از عوامل مهم افزایش قیمت‌ها بوده است.

این ترکیب اهمیت زیادی دارد: حتی اگر ایران مستقیماً گازوئیل وارد نکند، افزایش قیمت جهانی فرآورده‌ها می‌تواند از مسیر بنزین وارداتی، هزینه حمل‌ونقل، نرخ ارز و قیمت نهاده‌های تولید به اقتصاد داخلی منتقل شود.

گازوئیل برای ایران فعلاً کم‌خطرتر از بنزین است
تفاوت اصلی در ساختار بازار این دو سوخت است. مصرف گازوئیل بیشتر در بخش‌هایی مانند حمل‌ونقل سنگین، کشاورزی، صنایع و نیروگاه‌ها متمرکز است. این بخش‌ها مصرف‌کنندگان مشخص‌تری دارند و دولت می‌تواند با سهمیه‌بندی، رصد پیمایش و کنترل مصرف، مدیریت دقیق‌تری انجام دهد. بازار بنزین اما پراکنده‌تر است و میلیون‌ها خودرو و موتورسیکلت شخصی مصرف‌کننده آن هستند. بنابراین کنترل تقاضا در این بازار دشوارتر و از نظر اجتماعی پرهزینه‌تر است.

به همین دلیل، توقف واردات گازوئیل را باید یک دستاورد کوتاه‌مدت در تراز سوخت دانست، نه پایان مسئله انرژی ایران. حتی خود وزیر نفت اعلام کرده است که افزایش تولید گازوئیل نتیجه افزایش خوراک پالایشگاه‌ها و تغییر فرآیندهای پالایشی بوده است؛ بنابراین تداوم این وضعیت به عملکرد پالایشگاه‌ها و دسترسی آنها به خوراک و تجهیزات وابسته است.

بحران گازوئیل تمام نشده است
تقابل اخیر آمریکا و اروپا بر سر ذخایر گازوئیل نشان داد که بحران انرژی وارد مرحله‌ای شده که در آن «فرآورده» به اندازه نفت خام اهمیت دارد. واشنگتن ابتدا اروپا را برای آزادسازی ۱۲۰ میلیون بشکه تحت فشار گذاشت و حتی گزینه ممنوعیت صادرات گازوئیل آمریکا را مطرح کرد؛ اروپا این تهدید را رد کرد و سرانجام راه‌حل در قالب توافق G7 و آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر شکل گرفت.

اما این توافق بیشتر یک راه‌حل فوری است تا پایان بحران. ذخایر اضطراری یک‌بار مصرف‌اند و در صورت ادامه اختلال در مسیرهای انرژی و پالایشگاه‌ها، دولت‌ها دوباره با همان مسئله روبه‌رو خواهند شد. برای ایران، خبر خوب این است که واردات گازوئیل متوقف شده است؛ اما خبر بد، شکاف بزرگ میان تولید و مصرف بنزین و همزمانی آن با تورم ۸۹.۸ درصدی و سقوط ارزش ریال است.

بنابراین، اگر بحران گازوئیل جهانی ادامه پیدا کند، اثر آن بر ایران لزوماً از جایگاه سوخت گازوئیل شروع نمی‌شود. مسیر اصلی می‌تواند از بنزین وارداتی، ارز، حمل‌ونقل و هزینه تولید عبور کند و در نهایت خود را در قیمت کالاها و خدمات نشان دهد.

در واقع، ایران فعلاً از شوک مستقیم گازوئیل فاصله گرفته است، اما همچنان در برابر شوک بزرگ‌تر بازار فرآورده‌های نفتی، یعنی افزایش هزینه تامین بنزین و فشار ارزی، آسیب‌پذیر باقی مانده است.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید