ایران در طول تاریخ، گستردگی جغرافیایی وسیعی را تجربه و زیسته است. مساحت این سرزمین عمدتا بیابانی بوده است. اما در همان مساحت کمتر، دارای رودهای بزرگ و مهمی مثل « ارس»، «کارون» و «زایندهرود» بوده است و ساکنین مستقر در حاشیه این مناطق در همه ادوار تاریخی، از هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان و حتی در دوره اسلامی مثل صفویه، قاجاریه، پهلوی و تا امروز بر آن بودند تا برای رفاه، آسایش و پیشرفت هرچه بیشتر جوامع خود دست به ساخت یکی از زیرساختهای اساسی توسعه و یکی از استراتژیکترین و مهندسیترین سازههای عمرانی بشر در طول تاریخ یعنی «پُل» بزنند. پلها ذاتا سازههایی بسیار پیچیدهای هستند. مسلما هر حکومت و هر کشوری که تصمیم به ساخت پل میگیرد باید از نظر دانش مهندسی، ریاضیات و علوم مرتبط با آن و همچنین بهروزترین و باکیفیتترین تجهیزات و مصالح استفاده کند. در تاریخ ایران نمونههای متعددی از ساخت این سازههای پیچیده وجود دارد. از پل «خداآفرین» دوره هخامنشی بر روی رود ارس، تا پل «شادروان» ساسانی بر روی رود کارون در شوشتر. «سیوسه پل» صفوی بر روی زایندهرود و پلهایی نظیر پل کابلی (پل هشتم) در اهواز و بعنوان آخرین نمونه پل B۱ کرج. پلهایی تماما ایرانی که با تکیه بر دانش و تخصص بومی طراحی و برای رفاه و آسایش مردم همین سرزمین ساخته شدهاند. هرچند در طول تاریخ بسیاری از این پلها مورد هجوم دشمنان و آسیبهای طبیعی قرار گرفته اما ایرانیان در طول تاریخ، هیچگاه برای عبور از دو سوی یک رود یا یک دره منتظر نماندهاند.
«پُل» به طاقی گفته میشود که برای گذر از رودخانه یا دره یا دیگر پدیدههای طبیعی، کاربرد دارد. به دیگر سخن، در راهی که بر اثر گذر رود و دره بریده شده است، پلها ساخته میشوند. پل معنایی فراتر از سازهای مهرازی دارد و ابرازی برای پیوند فرهنگها و دادوستدهای اجتماعی شناخته میشود. میتوان چنین گفت که پُلها در روزگاران گذشته و جهان مدرن کنونی، به عنوان بخشی از کالبد شهری بهشمار میروند. از سوی دیگر، پلها سبب پیوندهای گروهی، آفرینش خاطرههای ذهنی، کارکردهای پویای شهری و هویتبخشی اجتماعی نیز میشوند.
دیدگاه ها