خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «اگر آمریکا ایرانی نیرومند نداشته باشد، در مواقع خطر نمی‌تواند از امنیت خلیج فارس دفاع کند.» این تعبیری بود که محمدرضا پهلوی در گفت‌وگو با مجله نیوزویک برای توجیه یک وابستگی بزرگ به زبان آورد. امروز پایتخت‌های غربی در حالی در برابر دانش بومی هسته‌ای ایران گارد تحریم و تهدید و جنگ می‌گیرند که پنجاه سال پیش، فناوری هسته‌ای ایران خطری نداشت؛ مسئله تنها بر سر این بود که خریدار، فرمان‌بردار باشد یا مستقل. ریشه این رویکرد به سال ۱۹۴۵ و آغاز جنگ سرد میان دو قطب آمریکا و شوروی بازمی‌گردد. آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، وقتی خطر سقوط پایگاه‌های غرب در جنوب مرزهای شوروی را حس کرد، راه مهار کمونیسم را در تجهیز نظامی ایران دید و صراحتاً اعلام کرد برای حفظ منافع واشنگتن، «ایران باید اتمی شود». همین دکترین، ایران را در سال ۱۹۵۸ هل داد به سمت عضویت در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نخستین رآکتور تحقیقاتی آب سبک آمریکایی را راهی تهران کرد.

در دهه ۷۰ میلادی و زمان ریاست‌جمهوری جرالد فورد، معامله هسته‌ای دو کشور به اوج رسید. فورد بخشنامه‌ای امضا کرد که به شرکت‌های آمریکایی اجازه می‌داد فناوری و تأسیسات هسته‌ای را به ایران منتقل کنند. استدلال فورد شفاف بود: کمک هسته‌ای به تهران، نفت بیشتری را برای صادرات به غرب یا تبدیل به محصولات پتروشیمی خالی می‌کند. برای جوش دادن این معامله بزرگ، هنری کیسینجر، وزیر خارجه آمریکا، راهی تهران شد. هوشنگ انصاری، وزیر اقتصاد وقت رژیم، پس از توافق با کیسینجر جلوی دوربین رفت و با لحنی سرشار از اشتیاق گفت: «توافق‌های مهمی که بین دو کشور شد در زمینه همکاری در مورد انرژی اتمی و ایجاد این صنعت در ایران است. در صورتی که نسبت به مسائل اولیه مربوطه مشکلی نباشد، موضوع سفارش هشت نیروگاه اتمی به مرحله عمل وارد می‌شود.» ریچارد هلمز، سفیر وقت آمریکا در تهران، هم کاملاً روشن‌گری کرد و کمک‌های کشورش را «منطبق بر اهداف و منافع آمریکا در منطقه» خواند.

در این میان، پاریس هم نمی‌خواست از بازار جذاب تهران عقب بماند. ژوئن ۱۹۷۴، شاه راهی فرانسه شد و از نیروگاه «پیرلات» بازدید کرد؛ سفری که دستاوردش توافق برای احداث ۵ نیروگاه اتمی و دریافت اورانیوم غنی‌شده بود. ۶ ماه بعد، ژاک شیراک، نخست‌وزیر فرانسه، خودش را به تهران رساند تا واگذاری ۱۰ درصد از اورانیوم غنی‌شده فرانسه به ایران را روی کاغذ قطعی کند. ابعاد این وابستگی مالی وقتی شفاف‌تر شد که اکبر اعتماد، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، در اسفند ۱۳۵۳ در برابر دوربین تلویزیون از جزئیاتش پرده برداشت: «ما در حال حاضر تقریباً با حدود ۱۰ کشور مشغول مذاکره هستیم… یک قرارداد همکاری بسیار وسیعی با فرانسه امضا شد. با آمریکایی‌ها و آلمانی‌ها به زودی قراردادی امضا می‌کنیم. در زمینه غنی‌سازی اورانیوم، ۱۰ درصد سهام کارخانه‌ای بزرگ در فرانسه را خریدیم… دو روز پیش هم یک قرارداد بزرگ با دانشگاه MIT امضا کردیم که درس‌های خاصی را برای سازمان انرژی اتمی ایران تشکیل بدهند و تکنولوژی‌هایی که ما بخواهیم برایمان فرستند.»

حال باید پرسید، چرا فناوری هسته‌ای، آن روز که در قالب وابستگی کامل و در مسیر تأمین منافع آمریکا بود، یک «نیاز ضروری» تلقی می‌شد، اما امروز که ملتی با تکیه بر دانش بومی و استقلال خود به آن دست یافته، خطری برای جهان خوانده می‌شود؟ پاسخ روشن است؛ غربی‌ها هرگز با نفس «صنعت هسته‌ای» مشکلی نداشته‌اند، چالش اصلی آن‌ها همواره با «استقلال ایران» بوده است.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید