به گزارش ایسنا، در جنگهای مدرن، «ضربه به سر» یعنی ترور همزمان فرماندهان ارشد، یکی از مؤثرترین راهها برای فلجسازی دشمن محسوب میشود. دشمن در جنگ ۱۲ روزه دقیقاً همین تاکتیک را به کار گرفت؛ اما آنچه رخ داد، خارج از تمام محاسباتش بود. امیر پوردستان میگوید که سالها قبل، فرماندهی کل قوا تدبیری را در نیروهای مسلح جاری ساخته بود که ثمره آن در سختترین لحظات جنگ نمایان شد: «جانشینپروری». به روایت او، در تمام ردهها، چندین نفر به ترتیب اولویت برای تصدی هر مسئولیت معرفی شده بودند و وقتی فرماندهان ارشد نظامی از جمله سرلشکر سلامی، سرلشکر باقری و سرلشگر رشید به شهادت رسیدند، چرخهای عملیات نه تنها از حرکت بازنایستاد بلکه با قدرتی مضاعف، در کوتاهترین زمان، پاسخ کوبنده به دشمن داده شد.
متن کامل گفتوگوی ایسنا با امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات راهبردی ارتش و از فرماندهان پیشین نیروی زمینی ارتش به شرح زیر است:
ایسنا- با وجود حملات گسترده دشمن به تاًسیسات هستهای و نظامی در جریان جنگ تحمیلی دوم (۱۲روزه)، مهمترین دستاوردهای راهبردی این جنگ برای جمهوری اسلامی ایران چه بود؟ چه اهدافی از سوی دشمن ناکام ماند؟
- بدون تردید مهمترین دستاورد نیروهای مسلح ما در جنگ ۱۲ روزه، ایجاد بازدارندگی در دشمنان و کشاندن آنها به تسلیم بود. این بازدارندگی از نوع بازدارندگی پسینی بود؛ شفافتر عرض کنم، قبل از جنگ ۱۲ روزه و بعد از اتفاقاتی که در جبهه مقاومت پیش آمد، تحلیل دشمنان عبری، آمریکایی و غربی این بود که جمهوری اسلامی از یک سو بخاطر داشتن مشکلات اقتصادی و معیشتی، در داخل با کاهش سرمایه اجتماعی روبروست و از طرف دیگر محور مقاومت هم، توان عملیاتی خود را از دست داده؛ در چنین شرایطی فاقد بازدارندگی است و توان پاسخگویی عملیاتی ندارد لذا فکر کردند که میتوانند با وارد آوردن ضرباتی مهلک و تعیین کننده، زمینه فروپاشی نظام را فراهم آورد.
تحلیل شخصی من این است که جنگ ۱۲ روزه، شروعی برای پاکسازی صحنه جغرافیای منطقه از مذهب شیعه بود
حجم نیروهای مختلفی که دشمنان به پای کار آوردند و نیز تعداد یگانهای ویژهای که به عنوان ذخیره و موج دوم آماده کرده بودند و همچنین گروهکهایی که در خارج از مرز مترصد نفوذ به داخل کشور بودند، بیانگر تصمیم قاطع دشمن در سرنگونی نظام و سپس تجزیه ایران و بعد به اسارت گرفتن و محاکمه سران نظام اسلامی بود. شاید تابحال این موضوع مطرح نشده، اما تحلیل شخصی من این است که جنگ ۱۲ روزه، شروعی برای پاکسازی صحنه جغرافیای منطقه از مذهب شیعه بود و در این رابطه متاسفانه برخی از سران کشورهای عرب مسلمان همسایه، بخش زیادی از هزینههای مالی این اقدام ناجوانمردانه را تقبل کرده بودند. به تعبیری از بین بردن اسلام ناب و جایگزینی اسلام آمریکایی که هم جهت با سیاستهای ابر قدرتها است.
دشمن اعتقاد داشت که با سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران، محور مقاومت دیگر نمیتواند به حیات خود ادامه دهد و در چنین شرایطی زمینه برای تعرض و دست اندازی رژیم غاصب صهیونیستی فراهم شده و رویای اسرائیل بزرگ و تسلط بر اراضی نیل تا فرات چهره عملی به خود میگیرد. دشمن با این توهمات حمله خود را آغاز کرد و در ابتدا با ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای به دنبال ایجاد فضای شوک و بهت برای تصمیم گیران نظام اسلامی بود و باور داشت در ادامه فضاسازیهای رسانهای و جنگ شناختی که قبلا انجام داده بود، در این فاز، مردم به خیابانها آمده و نظام از درون دچار فروپاشی میشود؛ لکن آنچه که در عمل اتفاق افتاد، خارج از تصور آنها بود. نیروهای مسلح بلافاصله خود را بازیابی کرده و با شلیکهای انبوه موشکی و پهپادی اهدافی را در سرزمینهای اشغالی مورد اصابت قرار دادند و همزمان ملت وفادار و همیشه در صحنه ایران اسلامی با حضور در خیابان و پشتیبانی از نظام و رهبری و نیروهای مسلح، آب سردی را بر آتش هیجانات کاذب و دروغین دشمنان ریختند و آن را خاکستر کردند. شدت آتش نیروهای مسلح که در زیر بمبارانهای شدید جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی انجام میشد، به حدی بود که موجب بازدارندگی در رژیم صهیونیستی شده و او را مجبور کرد که برای فروکش نمودن آتش ها، دست به دامان ارباب پلید خود شده و درخواست آتش بس کند. این قدرت آتش تهاجمی در این مرحله، نشان از توانائی بازدارندگی پسینی است که در جنگ ۱۲ روزه از آن رونمایی شد. در یک بیت شعر این نوع بازدارندگی را تعریف کنم:
هر بیشه گمان مبر که خالی است شاید که پلنگ خفته باشد
ایسنا- عملکرد نیروهای مسلح کشورمان در جریان این جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟ این عملکرد چه تغییری در معادلات قدرت ایجاد کرد؟
- در ابتدای تهاجم و بمباران گسترده اماکن و شهادت فرماندهان نظامی که به منظور ایجاد فضای شوک و بهت انجام شد، نیروهای مسلح ما با وجود همه آمادگیها، دچار غافلگیری شدند، لکن خیلی سریع توانستند از شوک ایجاد شده خارج و خودشان را بازیابی کنند و پاسخهای کوبنده و سهمگین را آغاز کنند. آنچه که موجبات این پاسخگویی سریع عملیاتی و تهاجمی را سبب شد، ابتدا به هوشمندی و درایت امام شهیدمان (ره) برمی گردد که بلافاصله نفرات جایگزین را معرفی کردند و بعد از آن به طرحهای عملیاتی تمرین شده بازمیگردد به گونهای که در این طرحها هر یگانی میدانست که چه ماموریتی دارد و چه اهدافی را باید مورد اصابت قرار دهد. قدرت پاسخ به حمله دشمن و دقت در اصابت به اهداف، چنان شرایط سخت و ناگواری را برای رژیم صهیونیستی پیش آورد که ناچار شد با توسل و استمداد از اربابش، درخواست آتش بس کند.
نیروهای مسلح ما برای مقابله با تهدیدات از تجارب ارزشمندی مثل ۸ سال دفاع مقدس، دفاع از کشور در برابر گروهکهای مسلح و حضور مستشاری در سوریه و ... برخوردار هستند؛ علاوه بر این همزمان با رصد مداوم و مستمر تهدیدات، ظرفیتهای سخت و نرم مقابله را در خود ایجاد میکنند. این آمادگیهای تجهیزاتی و تاکتیکی وقتی در بستر اعتقاد و ایمان به خداوند عملیاتی میشود، هر دشمن مستکبر و زیاده طلبی را میتواند سر جای خود بنشاند.
ایسنا- با وجود به شهادت رسیدن جمعی از فرماندهان ارشد نظامی در ساعات اولیه آغاز جنگ، شاهد بودیم که با تدبیر فرماندهی کل قوا جایگزین فرماندهان نظامی شهید سریعاً تعیین و پس از دریافت رهنمودهای لازم از سوی رهبری شهید، پاسخ ایران به تجاوزات دشمن صهیونی آغاز شد؛ ارزیابی شما از این ترمیم سریع فرماندهان نظامی چیست؟
- جایگزینی و انتصاب جانشین برای فرماندهان و در یک راهبرد کلی به نام جانشین پروری، یکی از تدابیر اصلی و مهم فرماندهی شهید کل قوا (ره) بود؛ به یاد دارم یکی از اقدامات ما در زمان فرماندهی، معرفی چندین نفر به ترتیب اولویت به عنوان جانشین به دفتر نظامی فرماندهی معظم کل قوا (ره) بود، نفراتی که میتوانستند شغل و مسئولیت را تقبل و اداره کنند.
این تدبیر رهبری شهید (معرفی جانشین ها) را که هم کتباً به ما منعکس شده بود و هم در بیانات ایشان در دیدارها دریافت میکردیم، در تمام ردههای فرماندهی و مدیریتی نیروهای مسلح، ساری و جاری بود؛ برکت این تدبیر حکیمانه را در جنگ ۱۲ روزه مشاهده کردیم چراکه هر فرماندهای به شهادت میرسید بلافاصله نفر بعدی برای قبول مسئولیت مشخص و آماده بود. این جایگزینی سریع و ترمیم جایگاههای تصمیم گیری سبب شد که عملیاتها بدون وقفه و پی در پی انجام شده و نیروهای مسلح در این ۱۲ روز بتوانند با وجود غافلگیری اولیه و شهادت فرماندهانی مانند سرلشکر سلامی، سرلشکر باقری و سرلشکر رشید، نظم و انسجام خود را حفظ کرده و پاسخ مؤثر دهند و دشمن را به استیصال بکشانند.
ایسنا- ارزیابی شما از موضعگیری کشورهای منطقه در جریان جنگ چیست؟ چرا برخی کشورهای عربی و همسایه در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفتند؟
جنگ ۱۲ روزه ادامه لشکرکشی آمریکا به غرب آسیا در سال ۲۰۰۱ بود و متاسفانه با همراهی و تامین مالی از سوی برخی کشورهای منطقه انجام شد
- جنگ ۱۲ روزه یک تهاجم ائتلافی عبری، عربی، غربی بود. با قاطعیت میگویم که این جنگ ادامه لشکرکشی آمریکا در سال ۲۰۰۱ بود. بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ میلادی، آمریکاییها با تشکیل یک ائتلاف متشکل از ۳۰ کشور، تهاجم گسترده خود را به منطقه خاورمیانه آغاز کردند. در این تهاجم هدف اصلی حمله به جمهوری اسلامی ایران بود، لکن آنها در ابتدا از نحوه عکس العمل نظام اسلامی و گستردگی آن نگران بودند، به همین خاطر ابتدا به بهانه نابودی طالبان به افغانستان حمله کردند و سپس در سال ۲۰۰۳ به بهانه حذف سلاحهای کشتار جمعی، کشور عراق را تصرف کردند؛ در این مرحله آماده بودند که به جمهوری اسلامی ایران حمله کنند. من آن ایام را که فرمانده لشکر و در میدان بودم دقیقاً به یاد دارم و اغراق نیست اگر بگویم که در آن سالها، کشور ما با ایالات متحده آمریکا هم مرز بود. چرا؟ چون به هر بخش از مرزهای کشور سرکشی میکردیم؛ مرزهای شرقی، مرزهای غربی، آبهای خلیج فارس و دریای عمان، شما میتوانستید نیروهای آمریکایی و متحدانش را در آن سوی مرز مشاهده کنید. همگی آنها مثل گرگهای گرسنه مترصد بودند تا زمینهای آماده شود که به ایران اسلامی حمله کنند. بحمدلله با هدایتهای امام شهیدمان (ره) و جانفشانی و آمادگی نیروهای مسلح این امکان برای آنها فراهم نشد و آنها بعد از چندین توقف پشت مرزهای ما، ناچار شدند که با خفت و خواری منطقه را ترک کنند. این عقب نشینی هم به معنای تثبیت قدرت نظامی ایران اسلامی بود و هم شکست ائتلاف عبری، عربی، غربی را نوید میداد؛ هر چند به مذاق بعضی از کشورهای عرب منطقه سازگار نبود و آنها متوهمانه از وجود یک ایران قوی و منسجم نگران بودند.
اغراق نیست اگر بگوییم که یکی از مولفههای بسترساز جنگ ۱۲ روزه، درخواست و حمایتهای مالی برخی از کشورهای عرب و مسلمان منطقه بود؛ آنها با توهم و تصور اینکه جمهوری اسلامی ایران یک تهدید بالفعل برای آنان است بسیار علاقمند بودند که در همسایگیشان یک ایران ضعیف شده و منفعل را داشته باشند، بنابراین سخاوتمدانه کمکهای مالی خود را به رژیم صهیونیستی و آمریکا تقدیم میکردند.
ایسنا- هماهنگی بین سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران در این جنگ در چه سطحی بود؟ آیا تجربه عملیات مشترک در جنگ تحمیلی الگویی برای این جنگ قرار گرفت؟
- هماهنگی و همکاری بین ارتش و سپاه از سال دوم جنگ و دفاع مقدس ۸ ساله و همزمان با عملیات «فرمانده کل قوا خمینی روح خدا» شکل گرفت و بحمدالله هر روز محکم و مستحکمتر شد. این هماهنگی و همدلی تا جایی پیش رفت که در کلیه رزمایشهای بزرگ، مراکز آموزشی و دانشگاهی و طرحهای دفاعی سرزمینی، این دو بازوی قدرتمند نظام جمهوری اسلامی در کنار هم دیده شده و تقسیم وظایف شدهاند. مهمتر از همه، این فعالیتهای شکلی و ظاهری، اراده و تدبیر فرماندهی کل قوا و امام شهید (ره) در نزدیکی و همدلی این دو بازوی مقدس نظام اسلامی بود؛ اگر به توصیهها و سیره ایشان مراجعه کنیم، جلوههای عینی آن را میتوانیم مشاهده کنیم. از سویی دیگر فرماندهان و مجموعههای سپاه و ارتش، وقتی اراده و تدبیر رهبری را دریافت میکردند، انجام آن را یک تکلیف شرعی برای خود میدانستند و همین نگاه تکلیفی، رشتههای همدلی و وحدت را هر روز مستحکم و قویتر میکرد.
یکی از دستور کارهای اصلی نیروهای مسلح بعد از دفاع مقدس، رصد قابلیتها، توانمندیها، تاکتیکها و تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی بود و در ادامه این رصد اطلاعاتی و متناسب با تهدیدات در نیروهای مسلح ظرفیت سازی میشد. عظمت کاری که نیروهای مسلح، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان انجام دادند در اینجا مشخص میشود که سپاه و ارتش ما با قرار داشتن در زنجیره یک تحریم ظالمانه ۴۶ ساله و عدم امکان خرید سادهترین و ابتداییترین سلاحها و تجهیزات، توانستند در برابر قدرت استکباری و فناورانه آمریکا و نیروی نیابتیاش رژیم صهیونیستی ایستادگی کنند و آنها را وادار به تسلیم و درخواست آتش بس کنند. اگر مولفههای این پیروزی و موفقیت را مرور کنیم، بدون تردید وحدت و همدلی نیروهای مسلح و حرکت در زیر پرچم ولایت، اصلیترین و محوریترین مولفه است.
من حیفم میآید که از ملت سربلند و سرافرازمان یاد نکنم؛ ملت غیور و بصیری که در زیر بمباران و موشکباران در خیابانها، میادین و اجتماعات حاضر میشوند و از اعتقادات و باورهای خود دفاع میکنند. جنگ رمضان حادثه تلخی بود و ما در این جنگ زخمهای فراوانی را تجربه کردیم اما همانگونه که قرآن میفرماید«ان مع العسر یسرا»؛ این جنگ شیرینیها و عظمتهای فراوانی را نیز نمایان کرد؛ بدون شک مهمترین نماد عزتمندی تاریخ سرزمینمان یعنی بعثت مردم شکل گرفت؛ مردمی که گلایه از بعضی ناکارآمدیهای اقتصادی و معیشتی را کنار گذاشتند و داغ سنگین فراق رهبر را به حماسه تبدیل و منسجم و یکپارچه و البته خودجوش برای دفاع از اعتقادات و باورهایشان، جهان را به تعظیم و تکریم این ایستادگی وادار کردند.
انتهای پیام










دیدگاه ها