به گزارش ایسنا، در سالهای اخیر، میزان باروری در بسیاری از کشورها کاهش یافته و در برخی جوامع به کمتر از سطح جایگزینی رسیده است؛ یعنی تعداد تولدها به اندازهای نیست که جمعیت در بلندمدت ثابت بماند. ایران نیز از این روند مستثنی نبوده و طبق آمار رسمی، در شرایط باروری زیر سطح جایگزینی قرار دارد. یکی از مهمترین عوامل این وضعیت، افزایش سن ازدواج و بهویژه طولانیتر شدن فاصله میان ازدواج و تولد نخستین فرزند است. این فاصله زمانی نهتنها بر تعداد فرزندان هر خانواده اثر میگذارد، بلکه میتواند ساختار سنی جمعیت و آینده رشد جمعیتی کشور را نیز تغییر دهد.
تولد فرزند اول یک رویداد مهم در زندگی زوجهاست که نقشها و مسئولیتهای جدیدی را به همراه میآورد. این تصمیم تحت تأثیر عوامل گوناگونی مانند ادامه تحصیل، اشتغال، درآمد، شرایط مسکن و نگرشهای فرهنگی قرار دارد. پژوهشها نشان میدهند هرچه تولد فرزند اول در سنین پایینتر و با فاصله کمتری از ازدواج رخ دهد، احتمال داشتن فرزندان بیشتر افزایش مییابد. در مقابل، تأخیر در فرزندآوری میتواند فرصت داشتن فرزند دوم یا سوم را کاهش دهد. به همین دلیل، شناخت نگرش جوانان درباره فاصله مناسب تا تولد اولین فرزند، برای درک تغییرات اجتماعی و برنامهریزیهای جمعیتی اهمیت زیادی دارد.
در همین زمینه، محمد ترکاشوند مرادآبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد، به همراه سه همکار دانشگاهی خود، پژوهشی درباره فاصله زمانی ایدهآل تا تولد فرزند اول از نگاه جوانان ایران انجام دادهاند. آنان در این مطالعه تلاش کردند مشخص کنند جوانان در آستانه نخستین ازدواج، چه فاصلهای را برای بچهدار شدن مناسب میدانند و چه عواملی بر این ترجیح اثر میگذارد.
در این تحقیق که به صورت کمی و با استفاده از تحلیل دادههای «پیمایش ملی ازدواج و طلاق» در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ انجام شد، بالغ بر ۸ هزار نفر از جوانان در شرف اولین ازدواج مشارکت داشتند. اطلاعات مورد نیاز این تحقیق از طریق پرسشنامه جمعآوری گردیده و سپس با نرمافزارهای آماری تحلیل شد تا ارتباط میان متغیرهایی مانند سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد، قومیت، مذهب و محل سکونت با فاصله زمانی مورد نظر برای فرزندآوری بررسی شود.
نتایج نشان دادند که بیش از ۵۷ درصد جوانان، فاصله یک تا دو سال پس از ازدواج را برای تولد نخستین فرزند ایدهآل میدانند. این در حالی است که میانگین واقعی این فاصله در مطالعات پیشین حدود ۲.۷ سال و حتی بیش از سه سال گزارش شده بود. به بیان ساده، آنچه جوانان به عنوان زمان مطلوب بیان میکنند، کوتاهتر از آن چیزی است که در عمل رخ میدهد.
همچنین مشخص شد مردان، افراد مسنتر، کسانی با تحصیلات پایینتر و درآمد کمتر، و نیز برخی قومیتها مانند عرب، بلوچ و ترکمن و پیروان مذهب سنی، تمایل بیشتری به فرزندآوری زودهنگام دارند. در مقابل، زنان، افراد جوانتر، تحصیلکردهتر، دارای درآمد بالاتر و ساکنان استانهای توسعهیافتهتر، بیشتر ترجیح میدهند سه تا پنج سال یا حتی بیشتر صبر کنند. تحلیلهای آماری نشان دادند سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد خانوادگی، قومیت و مذهب تأثیر معناداری بر این ترجیحات دارند.
پژوهشگران این تفاوت میان «تمایل ایدهآل» و «رفتار واقعی» را یکی از چالشهای مهم سیاستهای جمعیتی میدانند. به باور آنان، گرچه بسیاری از جوانان هنوز به داشتن فرزند در فاصله کوتاه پس از ازدواج علاقهمندند، اما موانع اقتصادی مانند هزینه مسکن، اشتغال و نااطمینانی شغلی، و نیز تغییر نگرشها و اولویتهای فردی، باعث میشود در عمل فرزندآوری به تعویق بیفتد. بهویژه زنان تحصیلکرده که نگران وقفه در مسیر شغلی خود هستند، تمایل بیشتری به تأخیر نشان میدهند.
از نظر پژوهشگران، این نتایج نشان میدهند ایران در مرحلهای از گذار جمعیتی قرار دارد که ارزشهای سنتی درباره اهمیت فرزند همچنان در سطح ایدهآل پابرجاست، اما شرایط ساختاری و اجتماعی رفتار واقعی را تغییر داده است.
در این مطالعه، تفاوتهای استانی نیز قابل توجه بود. برای مثال در استان تهران تمایل به تأخیر طولانیتر بیشتر دیده میشود، در حالی که در برخی استانهای مرزی و کمتر توسعهیافته، گرایش به فرزندآوری زودتر است. این موضوع اهمیت سیاستگذاری منطقهای و توجه به تنوع فرهنگی کشور را برجسته میکند.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند برای نزدیک کردن رفتار واقعی به تمایل ایدهآل جوانان، سیاستها باید بیش از تمرکز صرف بر تشویق، به کاهش موانع بپردازند؛ از جمله حمایتهای مالی و مسکن در سالهای نخست ازدواج، تضمین امنیت شغلی مادران، توسعه خدمات مهدکودک و برنامههای فرهنگی متناسب با شرایط هر منطقه.
گفتنی است این یافتههای علمی در «فصلنامه جمعیت» وابسته به سازمان ثبت احوال کشور منتشر شدهاند. این نشریه تخصصی به موضوعات جمعیتی و تحولات مرتبط با آن در ایران میپردازد.
انتهای پیام










دیدگاه ها