«محمد مظاهری» در گفتوگو با ایسنا درباره سفر اخیر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی به عراق اظهار کرد: این سفر در مقطعی انجام شد که عراق همزمان در حال تعیین تکلیف چهار مساله بنیادین شامل آینده انحصار سلاح در دست دولت، میزان و شکل حضور آمریکا، جایگاه گروههای مسلح در ساختار سیاسی ـ امنیتی و نحوه حفظ روابط با ایران در شرایط تشدید فشارهای منطقهای است. بنابراین اهمیت اصلی سفر قالیباف نه صرفاً در تعداد دیدارها، بلکه در این واقعیت است که تهران در حال آزمودن یک الگوی جدید برای حفظ نقش خود در عراق است؛ الگویی که در آن ابزارهای سیاسی، اقتصادی، پارلمانی و اجتماعی در کنار کانالهای امنیتی قرار میگیرد.
این کارشناس مسائل عراق گفت: به نظر میرسد سفر قالیباف بخشی از روند انتقال مدیریت پرونده عراق از سطح صرفاً امنیتی به سطح سیاسی و نهادی است.
مظاهری با اشاره به زمان انجام این سفر اظهار کرد: بغداد در آستانه تصمیمی حساس درباره سلاح گروههای مسلح قرار دارد. دولت عراق بر انحصار سلاح در دست دولت و اجرای چارچوب قانونی آن تأکید کرده و این موضوع را مسئله حاکمیت ملی میداند؛ در مقابل، برخی فصائل (گروههای مسلح عراقی) این روند را تهدیدی علیه موقعیت و ظرفیت بازدارندگی خود تلقی میکنند.

وی افزود: حتی در درون چارچوب هماهنگی نیز درباره نحوه مواجهه با این پرونده اختلافاتی شکل گرفته است. از منظر تهران، بدترین سناریو صرفاً خلع سلاح فصائل نیست، بلکه تبدیل این مسئله به رویارویی مسلحانه میان دولت و گروههای مقاومت است؛ چراکه چنین وضعیتی میتواند شکاف شیعی را عمیقتر، مشروعیت فصائل را تضعیف و زمینه مداخله مستقیمتر آمریکا را فراهم کند.
تلاش ایران برای نهادینه کردن روابط با بغداد
مظاهری با اشاره به گستره دیدارهای قالیباف در بغداد گفت: رایزنی با رئیسجمهور، نخستوزیر، رئیس پارلمان و دیگر رهبران سیاسی عراق نشان میدهد تهران قصد دارد رابطه خود با بغداد را از وابستگی به یک جناح یا مجموعه سیاسی مشخص خارج و آن را به یک رابطه نهادی تبدیل کند. این تحول برای ایران اهمیت راهبردی دارد؛ زیرا اگر ساختار سیاسی عراق در دوره جدید به سمت دولتمحوری حرکت کند، حفظ نفوذ تهران مستلزم آن است که این نفوذ بتواند از کانال دولت، پارلمان، اقتصاد و روابط اجتماعی نیز بازتولید شود.
این کارشناس مسائل عراق خاطرنشان کرد: پیام ضمنی این سفر این است که ایران میخواهد حتی در صورت تغییر شکل رابطه با فصائل، موقعیت خود را در معادله عراق از دست ندهد.
تنگه هرمز؛ پیوند منافع امنیتی و اقتصادی ایران و عراق
مظاهری، پرونده تنگه هرمز را یکی از مهمترین نقاط اتصال منافع ایران و عراق در جریان این سفر دانست و گفت: درخواست هیبت الحلبوسی برای برخورداری صادرات نفت عراق از شرایط ویژه در صورت عبور از تنگه هرمز، نشان میدهد بغداد تلاش دارد هزینههای رقابت ژئوپلیتیکی منطقه را از اقتصاد خود جدا کند.
وی توضیح داد: برای عراق، این موضوع صرفاً یک مسئله خارجی نیست؛ چراکه وابستگی شدید بودجه این کشور به درآمدهای نفتی، هرگونه اختلال در صادرات را به مسالهای با پیامدهای مستقیم اقتصادی، مالی و اجتماعی تبدیل میکند. بنابراین درخواست بغداد را میتوان نوعی تلاش برای دریافت «ضمانت سیاسی ـ اقتصادی» از تهران دانست و در مقابل، تهران نیز میتواند از این فرصت برای تبدیل رابطه امنیتی با بغداد به همکاری اقتصادی و راهبردی بهره بگیرد.

مظاهری درباره حاشیه ایجادشده پیرامون استفاده از عبارات «خلیج فارس» و «خلیج عربی» در توییتهای روسای مجالس دو کشور نیز گفت: این موضوع از منظر راهبردی قابل چشمپوشی نیست. واکنش الحلبوسی و انتشار آن تصویر نشان میدهد که بخشی از نخبگان عراقی، ضمن نیاز به همکاری با ایران، در حال تقویت ادبیات هویتی عربی و فاصلهگذاری نمادین با تهران هستند.
رقابت تهران و واشنگتن بر سر معماری امنیتی عراق
این کارشناس مسائل عراق در ادامه با اشاره به ابعاد بینالمللی سفر قالیباف گفت: تأکید رئیس مجلس شورای اسلامی بر «نظم جدید منطقهای بدون دخالت خارجی» عملاً بیانگر رقابتی بر سر آینده معماری امنیتی عراق است. پیام تهران این است که خروج یا کاهش حضور آمریکا نباید به یک خلأ منجر شود که بازیگران خارجی دیگر آن را پر کنند، بلکه کشورهای منطقه باید خود سازوکار امنیتی جدید را شکل دهند. این درحالی است که آمریکا تلاش دارد از پرونده انحصار سلاح برای بازتعریف ساختار امنیتی عراق استفاده کند. از این رو، سفر قالیباف را میتوان بخشی از رقابت تهران و واشنگتن بر سر «عراق پس از مرحله حضور مستقیم آمریکا» دانست.
نقطه قوت و ضعف سفر قالیباف
مظاهری با بیان اینکه نقطه قوت اصلی این سفر عبور از یک کانال محدود و برقراری ارتباط همزمان با ارکان مختلف قدرت عراق بود، گفت: نقطه ضعف آن نیز این است که هنوز توافق الزامآور و مشخصی درباره مسائل اصلی اعلام نشده و بخش مهمی از نتایج این سفر به توان دو طرف برای تبدیل گفتوگوها به سازوکارهای اجرایی وابسته است.
وی اضافه کرد: همچنین اگر حاشیههای هویتی و حساسیتهای ملیگرایانه افزایش یابد، میتواند بخشی از سرمایه سیاسی ایجادشده در جریان سفر را کاهش دهد.
سه سناریو برای آینده عراق
این کارشناس مسائل عراق در ارزیابی آینده این کشور گفت: محتملترین سناریو، «توافق تدریجی و مدیریتشده» است؛ به این معنا که بخشی از توان نظامی فصائل تحت فرماندهی دولت قرار گیرد، ساختار حشد بازتنظیم شود، مذاکرات درباره تسلیحات سنگین ادامه پیدا کند و از رویارویی مستقیم دولت و فصائل جلوگیری شود.
مظاهری ادامه داد: سناریوی دوم، تشدید اختلافات و ورود عراق به بحران داخلی است که برای همه طرفها پرهزینه خواهد بود.

وی افزود: سناریوی سوم نیز موفقیت بغداد در ایجاد موازنه فعال میان تهران، واشنگتن و کشورهای عربی است که در این صورت عراق به جای قرار گرفتن در یک محور، به بازیگری مستقلتر تبدیل خواهد شد.
این کارشناس مسائل عراق گفت: بر اساس شواهد موجود، در کوتاهمدت سناریوی نخست محتملتر به نظر میرسد.
انتقال از «نفوذ بر بازیگران» به «نفوذ از طریق نهادها»
مظاهری در جمعبندی خود اظهار کرد: سفر قالیباف را باید نشانهای از تغییر روش حفظ نفوذ ایران در عراق دانست، نه الزاماً کاهش اهمیت عراق برای تهران.
وی با بیان اینکه تهران ظاهراً در حال حرکت از الگوی اتکای غالب به ابزار امنیتی به سمت ترکیبی از نفوذ سیاسی، اقتصادی، نهادی و اجتماعی است گفت: تهران میداند دولت عراق در حال تقویت حاکمیت خود و جامعه سیاسی این کشور نسبت به استقلال تصمیمگیری، حساستر شده است. در مقابل، بغداد نیز به دنبال فرمولی است که بتواند از مزایای رابطه با ایران بهره ببرد، بدون آنکه در معادلات تهران ـ واشنگتن گرفتار شود.
مظاهری گفت: دستاورد واقعی سفر قالیباف در ماههای آینده و در سه آزمون مشخص سنجیده خواهد شد؛ نخست اینکه آیا تهران و بغداد میتوانند مساله سلاح را بدون رویارویی حل کنند، دوم اینکه آیا میتوانند سازوکاری عملی برای حفاظت از منافع اقتصادی عراق در بحران هرمز ایجاد کنند و سوم اینکه آیا تهران قادر خواهد بود نفوذ خود در عراق را از «نفوذ بر بازیگران» به «نفوذ از طریق نهادهای دولت» منتقل کند. پاسخ به این سه سؤال، وزن واقعی سفر قالیباف و مسیر آینده روابط تهران و بغداد را تعیین خواهد کرد.
انتهای پیام










دیدگاه ها